با ترفندالبته خودم درامد دارم ولی خب اونم آدم بدی نیست اونقدرا ولی من گفتم خونمون بزن بنامم نزد پنهانی بنام خودش زد بعد میگفت خونه وکالتیه تو کیفش سند پیدا کردم دعوا کردم یه جورایی ترسید و عذاب وجدان داشت چون من کم خرجم و قانع و پا به پاش کار کردم حقو تو دلش به من داد و از اون روز همه چی بنامم زد
فعلا سرکار نمیرم ولی برم هر دوماه یه بار برای خودم طلا میخرم
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
با این گرونی و حقوق چندر غاز نظام هیچ پس اندازی نمیشه کرد.هیچی پس انداز نداریم صفر متاسفانه.خودم یه مقدار از قبل پس انداز داشتم که دادم به همسرم گذاشت روی پولش واسه خونه دیگه حتی ماشینم نداریم فقط یه خونه داریم اما بازم خداروشکر
لطفا برای آمرزش روح مامانم یه صلوات بفرستید.ممنون میشم