نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
حقوق معلمی با این بچه های الان هرچقدر باشه بازم کمه.صحبت روح و روان ادمه واقعا
نه معلمی رو نمیگم، مربی مهد منظورمه
من کلا به کار با بچه علاقه دارم، قبلا هم تو این زمینه کار کردم
میخوام الان ببینم اگه حقوقش در کمترین حالت به ماهی ۷ یا ۸ میل میرسه برم دوره ببینم
اگه کمتر باشه اصلا برام نمیصرفه
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
بله میشه رفت و حقوقش خیلی کمه عزیزم کار با بچه ها هم خیلی سخته پس باید خیلی خیلی علاقه داشته باشید ب ...
بله کلا به بچه ها علاقه ی زیادی دارم
اما مسئله م همون حقوقشه چون میخوام برا خودم پس اندهز خوبی داشته باشم، کلا هم دختر پرخرجی نیستم بیشتر حقوقی ک در بیارم پس انداز میشه
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!
اگه دیپلم یا لیسانس داری میتونی بری برای آوسبیلدونگ آلمان اقدام کنی و مربی مهد کودک بشی حقوقش هم م ...
میشه یکم بیشتر راجبش توضیح بدی
نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!