2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

پسرای کوچه ما کم بودن

دو نفری یکی برمیداشتیم،یه روز درمیون شوهر یکیمون بود

من و دوستم مهدیه،یه پسر بچه تخس و اخمو برداشتیم ب اصرار مهدیه

روزایی ک شوهر من بود خیلی عنق و بداخلاق بود،بچمونو همش الکی دعوا میکرد،بهونه میگرفت و زودتر از روزای قبل میرفت خونشون

چند وقت پیش شوهر مذکور رو دیدم همراه با مهدیه و دختر کوچولوشون😍

عشقشون پایدار

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

پسرای کوچه ما کم بودندو نفری یکی برمیداشتیم،یه روز درمیون شوهر یکیمون بودمن و دوستم مهدیه،یه پسر بچه ...

😂😂😂😂وای دختر لعنت بهت  مردم از خنده

تو کوچه ما هم عروسی میشه حالا میبینی چی میشه💃💃💃

عع چه باحال دوست بچگی شده شوهر 😁😍

از همون اول با هم سَر و سِر داشتن خواهر🤣🤣🤣

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

منم ندارم😂😂😂

😂😂😂😂😂😂 ولش کن بهتر اگ داشتیم الان باید تاپینگ میزدیم مادرشوهر فلان پدر شوهر بیسار شوهرم مشروب میخوره روز بعد خیانت روز بعد حاملم اینطور حرفا خودمو خودت عشقه

تو کوچه ما هم عروسی میشه حالا میبینی چی میشه💃💃💃

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز