دوتا خواهر دارم من خواهر کوچیکه هستم یه سری تولدم بود اونا اومدن خونمون من کیک و ساندویچ و ژله و میوه خریدم با پفیلا گذاشتم بعدش اینا اومدن خوردن و رفتن فردا تولدم شنیدم خواهرم داره تلفنی با اون یکی خواهرم صحبت میکنه چپن خونمون بغل هم هست و اپارتمانیه صداش کامل تو راهرو میومد که میگفت اره چقد کیکش کوچیک بود چقد ساندویچش کم وسیله توش بود و کوچیک بود من اون همه نشستن زحمت کشیدم ساندویچ درست کردم ژله درست کردم پفیلا گذاشتم اخرش بیان پشت سرم غیبت کنن اونم خواهرام واقعا یه چیزای از حرفتی اسنا میشنوم ناراحت میشم از ناراحتی امروز انگشت شستم میلرزید و نشستم گریع کردم من کلا تازه رفتم تو ۲۰ سال ۳ ساله ازدواج کردم شاید خیلی چیزارو ندونم که واسه مهمون بنظر کم میاد وگرنه پامیشدم یه چی دیگه میزاشتم اون تک و تنها همه کارای تولدمو کردم کمر درد گرفتم نتیجشم شد این😔💔
ببین اکثرا غیبت میکنن،ما خواهراهم باهم که هستیم یوقتا پیش میاد ولی خوردو خوراک بنظرم کار درستی نبوده ،حالا که شناختیشون ارتباطتت کمکن باهاشون ..من خودم ترجیح دادم نرم فقط تلفنی درارتباطم
راضی بودن به مشیت الهی آرتور أشی قهرمان تنیس جهان در سال 1983 بود که بر اثر تزریق خون آلوده به ویروس ایدز به این بیماری مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. در جواب نامه طرفدارانش پاسخی داد که پاسخی تاریخی در جهان شد. او پرسیده بود من از این کار خدا در حیرتم که چرا در بین این همه انسان بد، خداوند تو را برای این ویروس انتخاب کرد؟ اشی در پاسخ گفت: در سال 50 هزار کودک در جهان تنیس بازی میکنند. 5 هزار نفر آنها حرفه ای می شوند و 500 نفر برای جام جهانی برگزیده می شوند. و از میان آنها 4 نفر انتخاب شده و به نیمه نهایی میرسند. آن گاه که جام جهانی را با غرور در دستانم گرفته بودم هرگز نگفتم خدایا چرا از بین این همه تنیس باز مرانفر اول جهان برگزیدی؟ و اکنون نیز که در دام بلایش گرفتار شده ام هرگز نخواهم گفت خدایا! چرا مرا به این خون آلوده انتخاب کردی؟ و این مقام مثبت اندیشی و شکر و توکل و رضا به حضرت حق است.
منم خیلی چیزا شنیدم گفتن ولی پشت گوش انداختم ولی قضیه که میرسه به خوردو خوراک ناراحتم کرد یه جوری خرف زدن ک کل اون کارای ک من اون شب زحمت کشیدم بی منت شد