2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

۱۵ سالم بود دیدمش ازش خوشم میومد صابکار خواهرم بود ولی تو این فازا نبودم ۱۰ سال بعد دنبال کار میگشتم اگهی زده بود رفتم ب ادرس اگهی دیدم خودشه.۵ سال دوست بودیم ۲ ساله ازدواج کردیم.

از کسی که بهت امید میده محافظت کن🌱❤️

۱۵ سالم بود دیدمش ازش خوشم میومد صابکار خواهرم بود ولی تو این فازا نبودم ۱۰ سال بعد دنبال کار میگشتم ...

واییی😍😍😍😍😍

اینجورازدواجاقشنگه

امضای خداپای تک تک ارزوهاتون❤

واییی😍😍😍😍😍اینجورازدواجاقشنگه

ب قسمت ایمان اوردم.فکرشم نمیکردم مردی ک تو بچگی دیدمش شوهرم بشه.سر این ازدواج کل دنیا مخالف بودن با مخالفت همه ب هم رسیدیم

از کسی که بهت امید میده محافظت کن🌱❤️

ازدواج فامیلی چطوریه بهتره؟

اره برا من ک خوبه بستگی داره چطور ادمایی باشن 

خب ما اختلاف فرهنگی و این چیزا نداریم 

با اخلاق همم اشنا بودیم تقریبا 


فهمیده ام که زندگی یعنی بتوانی خودت را سرگرم کنی. سرگرم به کار، به دلخوشیها، به تلاش، به ارتقا، به آدمها و به عشق...فهمیدهام که بهترین حالت زندگی وقتیست که تو آنقدر مشغولی که بیش از حد به موضوعی فکر نمیکنی و عمق هیچ چیزی را نمیبینی و در سیاهچالهی هیچ اندوهی جا نمی مانی...🎶💫

ب قسمت ایمان اوردم.فکرشم نمیکردم مردی ک تو بچگی دیدمش شوهرم بشه.سر این ازدواج کل دنیا مخالف بودن با ...

منم فک میکردم هیچوقت ازدواج نمیکنم ولی کردم

امضای خداپای تک تک ارزوهاتون❤

اره برا من ک خوبه بستگی داره چطور ادمایی باشن خب ما اختلاف فرهنگی و این چیزا نداریم با اخلاق همم اشن ...

عزیزم ماناباشید

امضای خداپای تک تک ارزوهاتون❤

میشه بیشتر بگی😃😃😃

از بچگی باهم بودیم

همبازی بودیم 

بعد بزرگ و بزرگ تر شدیم 

همو میخواستیم اما خب به رو خودمون نمیاوردیم

دور شدیم از هم چند سال من یه شر دیگه اون یه شهر دیگه شاید سالی دوبار همو میدیدیم اما همون دوبار هم خییییلی شیرین و لذت بهش و پر از عشق و هیجان بود همینجوری که میگین قلبا تند تند میزدو ...

اولین بار 18 سالمون بود که بهم ابراز علاقه کرد 😍 

منم خییییلی خشک و رسمی رفتار کردم درصورتی که خیلی دوسش داشتم و از اول به رو خودم نیاوردم که چقدر ذهنم درگیرشه

کم کم منم نرم شدم بهش گفتم منم میخوامت

با اینکه خیلی همو میخواستیم اما اصلا پامونو خلاف نذاشتیم

خیلی علاقه مون شدید بود خیلیا میدونستن و سرزنشمون میکردن بارها میخواستن از هم جدامون کنن ده سال طول کشید کلی پافشاری کردیم خیییییلی باهامون مخالفت شد خیلی سنگ انداختن جلو پامون خیییییلی اذیت شدیم و درد کشیدیم فقط خدا شاهده همه چیزه اما ما از علاقه مون کوتاه نیومدیم  تا بالاخره بهم رسیدیم

5 ساله ازدواج کردیم و یه بچه داریم😍


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792