یه سمی یادم اومد خیلی سال پیش عاشق یه معلمه شده بودم سفت و سخت معلم ما هم نبود بعد جلو روش انگار نه انگار حرفم نزدم باهاش ولی کلی ذوق داشتم که سال بعد معلمونه خیلی حسود بودم ماشینشو زده بود در کلاس همکلاسیم گفت نمیده سه دور بزنیم من یا عصبانیت گقتم نه! خیلی سم بودم هر روز نگاه میکردم ماشینش هست یا نه اومده یا نه تا فقط یک لحظه ببینمش خلاصه با ذوق رفتیم سال بعد فهمیدم از این مدرسه رفته اولش که از معلم جدیده بدم میومد بعد دیدم آدم خوبیه کنار اومدم خیلی بد بود یعنی😂🤧💔