دوستان 25سالمع خواستگار برام اومد مشاوره اینا رفتیم قرار داد نوشتیم برا تعیین مهریه و طلا و جهاز اینا خواستیم آخر هفته بله برون بشه ولی بهم خورد حالا مادرم خیلی ناراحته که میگه آبروم رفته همه دونستم که دخترمو شوهر دادم حالا بهم خورده خودمم خیلی ناراحتم البته پسره وسواس داشت و خیلی بد دل بود
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
وسواس داشت بد دل بود باید خودتون بهم میزدید،حالا که تموم شده کار به ازدواج نکشیده که بعد بخوای بسازی بسوزی یا گرفتاری بکشی تا طلاق بگیری خدارو شاکر باشید.
حرف زدن که چیزی نیست عزیزم،منم الان چند ماهی هست با یکی حرف میزنیم بیرون میریم برای آشنائی بعد چند ماه به نتیجه رسیدم مناسب من نیستن،تا چیزی قطعی نشده نباید جائی اعلام بشه.