2821
2789
عنوان

خواستگاری

208 بازدید | 24 پست

دوستان 25سالمع خواستگار برام اومد مشاوره اینا رفتیم قرار داد نوشتیم برا تعیین مهریه و طلا و جهاز اینا خواستیم آخر هفته بله برون بشه ولی بهم خورد حالا مادرم خیلی ناراحته که میگه آبروم رفته همه دونستم که دخترمو شوهر دادم حالا بهم خورده خودمم خیلی ناراحتم البته پسره وسواس داشت و خیلی بد دل بود

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اگه بعد چندسال زندگی با یه بچه طلاق می گرفتی مادرتون با این روحیه خدایی نکرده سکته می کردن

بهشون بگو دوره این حرفا گذشته طرف با چندتا بچه طلاق میگیره عین خیالشم نیست

وسواس داشت بد دل بود باید خودتون بهم میزدید،حالا که تموم شده کار به ازدواج نکشیده که بعد بخوای بساز ...

دقیقا مس پسر عموی من تا حالا چهارتا نامزدی بهم زده تا دم عقد میره بعد میگه دختره خوب نی بهم میزنه خداروشکر الان هیچکی اصن اجازه خواستگاری بش نمیده

میدونم سختته ولی خودت باشه :)

باهم حرف میزدیم

حرف زدن که چیزی نیست عزیزم،منم الان چند ماهی هست با یکی حرف میزنیم بیرون میریم برای آشنائی بعد چند ماه به نتیجه رسیدم مناسب من نیستن،تا چیزی قطعی نشده نباید جائی اعلام بشه.

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز