خونه هامون زیاد از هم دور نیست ولی اصلا نمیبینم خیلی دلتنگشم هر روزم با فکرش میگذره دارم داغون میشم ازدواج کردم بچه دارم اصلا سر نمیزنه بم نمیدونم بفکرمنه یا ن دوست دارمممم ببینمش واقعا
تو ۱۸ سالگی تلاش کردم خودش نخواست گفت زندگیمو میخواید خراب کنید دخترام نیستید!!! ک البته بعد دوسال زنش مرد بچه هاش بی مادر شدن ما ازش دور بودیم ولی زندگیش خراب شد الان ۲۲ سالمه