سلام دوستان,بابت یه موضوعی ازتون کمک و راهنمایی میخوام
من نوجوونم,پر انرژیم,ولی انرژیم جایی صرف نمیشه و بخاطر کارای مادرم همیشه استرس و ناراحتی دارم
یدقه خیلی خوب رفتار میکنه بعد چند دقیقه کاملا عوض میشه,تا جایی که کار به کتک زدن و خفه کردن و پرتاب اشیا میرسه.جالب اینجاست خودشو بهترین مادر دنیا میدونه و به عبارتی خودشو قربانی نشون میده.
بنده عملا هیچکسو ندارم که اینارو بهش بگم و ازش کمک بخوام,فامیلای مادری خصوصا خاله و مادربزرگم حتی بیشتر سرزنشم میکنن
من از بچگی اضافه وزن داشتم و خدا گواهه اگه اینا گذاشته باشن من بچگی کنم یا خودمو دوست داشته باشم,یدقه میگه خیلی خوشگلی دو دیقه بعد میگه انقد زشتی نگات میکنم حالم بهم میخوره
تا میام در این مورد باهاش حرف بزنم فقط بهم میگه گوه نخور و الفاظ دیگه ای که دلم نمیخواد بگم.
همش فکر میکنه من دارم چیزیو تظاهر میکنم یا تلقین میکنم به خودم,مثلا من میگرن دارم وقتی اینو بهش میگم میگه برا کم خوابیه و اینا,یا یمدت پنیک میکردم میگفت هیچی نیست.
همش میگه تو قاتل من میشی,واقعا نمیدونم چیکار کردم و چیکار باید بکنم..