پدرم خیلی آدم خوبیه همه چی برای بچه هاش فراهم میکنه هیچ لباس نویی نداره همه پولاش میده به ما و هرچی خواستم با وجود نداری برام فراهم میکنه
و بخاطر جداییم آنقدر رفت و آمد دادگاه موهای سرش سفید شد با اینکه هنوز جوونه (۱۸.۱۹سالمه)
هرطور شده میخواست حق منو دربیاره
خیلی نسبت به قبل شکسته تر شده با همه اینا چقدر من اون روزا اذیتشون کردم از لحاظ روحی روانی تحت فشار بودم حالم بد بود و هرچند مدت قیامت به پا میکردم پیششون
ولی در کل خیلی کارا برام کرد هم خودش و هم مادرم
ک مادرم پارسال تنها طلایی که داشت یک النگو بود فروخت برام گوشی گرفت
چقدر من آدم بدی ام که هیچ کاری براشون نکردم با همه اینا
تنها مشکلم با پدر و مادرم اینه که بهم فحش میدن بی احترامی میکنن بهم من خیلی اعصابم خورد میشه نمیتونم تحمل کنم و صدامو روشون بلند میکنم میدونم کارم زشته ودرست نیست چیکار کنم ؟ همچنین بابام گاهی وقتا خیلی لجبازی میکنه
امروز هم سر این موضوع یه وسیله داشتم خراب شده بهش گفتم ببره تعمیر که گفت نه لج کرد نشست خودش مثلا تعمیر کنه اون وسیله رو چهل تیکه کرد باز کرد نتونست درستش کنه بردش تعمیر داشتم منفجر میشدم از عصبانیت
بخاطر این موضوع ازش عصبانی بودم و باز امروز بهم بی احترامی کرد بهش گفتم ازت متنفرم ...این صبح بود
الان هم باهاشون تو ماشین بودم باز سر جریانی باهم دعوا کردیم و باز هم بهش گفتم ازت متنفرم ونمیخوام ببینمت😔
خیلی ناراحت شد میدونم بابام خیلی احساسیه ولی از بی احترامیاش دلم پره چیکار کنم