میخام باهاتون دردل کنم
تازه عروسم ذلم واسه مامان بابام تنگ میشه یکجوری شدم نمیتونم خودم با شرایط وفق بدم همش گریه میکنم دلم میگیره شوهرمم دعوام میکنه ک گریه نکن و....
اصلا تصورم از زندگی چیز دیگه بود انقد رویایی و.. عاشقانه الان میبینم ن همش بشور و بسابه وخستگی
شماهم اول زندکی حس ناامیدی داشتین؟