یک ساله با پیمان ازدواج کردم اوایل خیلی محبت میکرد منم خداوکیلی کم نمیداشتم همه جوره هواشو داشتم سر خونه و ماشین و جهاز خیلی کنار اومدم و جلوی خانوادم ازش دفاع میکردم
حالا چند وقته براش از پست ، گل و لباس و ساعت و ادکلن میفرستن خونمون بهش میگم اینا چیه کی میفرسته برات میگه چیکار کنم خوشگلیه و هزار دردسر مرتیکه
شما بودید چیکار میکردید