فارغ از همه چیز امروز عقد کردم
کلی فکر کردم و با نامزدم صحبت کردم ، مشکلاتمون و اختلاف هامون رو به حداقل رسوندیم، قرار شد دیگه هرگز راجع به نامزد های سابقمون به هم چیزی نگیم و باعث رنجش همدیگه نشیم به یه نتیجه مشخص رسیدیم که میتونیم با هم زندگی بسازیم، یه زندگی آروم و موفق داشته باشیم کنار هم، پدر مادر ایدهآلی بشیم و بچه های خوبی تربیت کنیم و تحویل جامعه بدیم، در نهایت امروز عقدمون بود ، نمیدونم چی بگم فقط میتونم خوشحال باشم که به انتخابم احترام گذاشت و مراسم رو باب میل من با حضورم خانواده های درجه یکمون برگزار شد، خیلی ساده ، همونطور که من میخواستم
امیدوارم بتونم باهاش خوشبخت شم ، خوشحال باشم و زندگی نرمالی داشته باشم.