من تو دوره ای نامزد هستم خیلی باهم خوش بودیم اخلاقشم واقعا عالیه خیلی بهم اهمیت میده مریض شم هرروز بالا سرمه فقد مشکلش اینه عرق میخوره عصبی بشه اصلا آدمی ک قبلا بوده نیس خیلیم بهش اهمیت میدم مث مادر رفیق عشق همه جوره براش هستم ولی الان باهم بهثکردیم عرق خورده بود عصبی بود هی میگف تنها امیدم تویی منم گفتم برو بیرون از خونم رف و قرص خورد خودکشی کرد یک هفته بیمارستان بود نمیدونم چجوری ادامه بدم چیکار کنم میترسم از آینده