حق دارم عصبانی بشم؟
من نه شام خورده بودم نه صبونه بهم فشار اومده بود بعد چند تا مشتری اومده بود با صبونش نون میخواست رفتم نون بیارم ویترمونم اومد ک بدو بدو دیر شد اومدم نون برش بدم با عجله دستمم سوخت از داغیش حرصم گرفت نون داشتم میبرم از پله ها بالا ویترمونم گفت بده به من محل ندادم گفتم کدوم میزه ببرم گفت نمیگم حرصم گرفت نون پرت کردم رو دستش گفت اها حالا شد ازون روز باهاش حرف نمیزنم نگاشم نمیکنم امروز عن اقا مرخصی بود از فردا باید ریختشو تحمل کنم حالم ازش بهم میخوره تومخمه یبارم سر باقلوا بحثمون شد گفت گفتم دو تا بیار حرصم گرفت گفتم یکیش تو اشپزخونس مگه چن تا دست دارم