رفیق صمیمیم مثل خواهرم بود فوت شده دو سه روز اول من خیلی حالم بد بود با خودم تصمیم گرفتم کلا نرم خونشون و خاطراتش به باد نیارم مادرش هم نببنم و کلا راجبش حرف نزنم تا حالم خوب بشه الان خداروشکر خیلی بهترم فقط عذاب وجدان گرفتم چون فامیل هم هستیم مادرش تنهاست الان کسیو نداره ماهم خیلی صمیمی بودیم قبلا هر روز رفت و آمد داشتبم الذن بنظرتون برم خونشون یا نرم ؟به مادرش سر بزنم?اخه حالم خیلی بد میشه میام مریض میشم جای خالیشو میبینم یه بار فقط مسجد رفتم یه بار هم روز اول خونشون ولی نتونستم بشینم فامیل نزدیکیم یه هفتس فوت شده. به مامانم گفتم تو هم کم برو فشارخون داری حالت بد میشه بنظرتون کار درستی کردم؟ من بچه کوچیک دارم اعصابم نمیکشه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
خدا رحمتشون کنه ....جسمشون پیشتون نیست براش خیرات و دعا کنید تا روحشون آرام بشه و بسیار خوشحال میشه که مادرشون رو فراموش نکنید ...این راهیه که دیر یا زود باید بریم با کسی هم تعارف نداره ....ایشون مسیرشون رو طی کردن ...امید در آغوش امن الهی آرام باشن ....
دوستان من نتونستم منظورم برسونم انگار من خیلی دوس دارم برم فقط وقتی مژرم واقعا مثل دیوونه ها میشم توی آسانسورشون گیر کرده بودم هی دکمه هارو میزدم خروج رو پیدا نمیکردم واقعا حالم بد میشه لچم کوچیکه بهم نگا میکنه اونم ناراحت میشه