2777
2789
عنوان

اونایی که جاری دارن بیان

| مشاهده متن کامل بحث + 237 بازدید | 35 پست
ببین طبیعی که بخواد پسرش سر و سامان بگیره بچه افتاده گردنش.پس هی به اون دختره توجه می کنه تا ازدواج ...

دو روز بود پسرم مریض بود یه جوری پشت تلفن صحبت کرد که من نرم طبقه بالا خونشون منم خودمو سنگین گرفتم و اصلا نرفتم .دیشب اومده پایین میگه خودت گفتی من نمیام بالا گفتم من کی همچین حرفی زدم میگه خودت گفتی ماهم احترام گذاشتیم در صورتی که من اصلا همچین چیزی نگفتم حالا میخواس بگه تو نیومدی خودت نخواستی بیای و من رفتاری نکردم که تو نیومدی.من و مقصر کرد

شوهرم‌میگه مادرم می‌ترسه دختره رو از دست بده چون دختره خوبیه خیلی بهش احترام میذاره که دختره رو با م ...

دقبقا درست گفته همسرت‌

شما چون زندگیتون شکر خدا محکمه و رو پای خودتونید.

اما برادر شوهره نه همش به باد بند

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

به جای تمرکز روی جاری لطفا تمرکزت رو خودت و بچه ت باش چرا دنبال راهکار برای رفع تق نق هات نیستی

بخدا خیلی تلاش می‌کنم غر نزنم ولی باور کن یه موقع هایی نمیشه . بعضی وقتها میگم اگه کمتر حرف میزدی شاید ح

نصفه حرفات تبدیل به نق و نوق نمیشد ‌. شاید چون پر حرفم

دو روز بود پسرم مریض بود یه جوری پشت تلفن صحبت کرد که من نرم طبقه بالا خونشون منم خودمو سنگین گرفتم ...

ولش کن خودتو اذیت نکن.از کجا معلوم عروس جدیده موندگار بشه..‌بچه رو هم قبول کرده ؟؟؟؟ببین انقدر مشکلات اونها زیاده شما بکش کنار‌...حسودی هم نکن...شما بزرگی و خانمی کن

عزیزم اون خانم چون برادرشوهرت رو با این وضعیت قبول کرده و بچه اش رو پذیرفته به چشم مادرهمسرت که یه ع ...

با همه دلخوری و اینکه حس کردم بهم‌کم محلی شده دیشب گفتم خودم مثله همیشه خوب باشم و کدورت تو دلم‌نباشه . یه پارچ آب هویج درست کردم و فرستادم طبقه بالا .امروزم رفتم به مادر شوهرم گفتم که خیلی دوسش دارم‌و برام‌مثله مادر میمونه ولی بازم ظهر سره ناهار خوردن بچه ام داشت اذیت می‌کرد داشتم میگفتم خب بشین بخور اذیتم نکن و...

یه قیافه ای به خودش گرفت که واااای سرم رفت چقدر غر غر میکنی

ولش کن خودتو اذیت نکن.از کجا معلوم عروس جدیده موندگار بشه..‌بچه رو هم قبول کرده ؟؟؟؟ببین انقدر مشکلا ...

موندگاره ایشالله.دختر فوق العاده خوبیه.با اخلاق و متین .خیلی ماهه واقعا .بچه رو هم قبول کرده .

خانمه میگه چندین ساله کار میکنم و خودش خونه داره از خودش و الان اینکه خونه داره رو هی مادر شوهرم میگه و ذوق میکنه که وااای عروسم چقدر دست و پا داره و خونه داره و بیمه داده و فلان .این حرفها اذیتم میکنه .بخدا منم که اومدم کلی طلا داشتم نذاشتم اصلا برام طلا بخرن سره هر عیدی خودم طلاهامو میدادم مادر شوهرم‌میگفتم‌مثلا این و شما واسه عیدی برا من بیار .الان یادم نیس فقط میگه فلانی خونه داره

ولش کن خودتو اذیت نکن.از کجا معلوم عروس جدیده موندگار بشه..‌بچه رو هم قبول کرده ؟؟؟؟ببین انقدر مشکلا ...

به نظرت چکار کنم که غر نزننم؟

الان توی خانواده همه من و یه زنه غر غرو میدونن ‌ . در صورتی که خدا میدونه بعضی وقتها زندگیم یه شرایطی داشتع‌ که دلم میخواسته بشینم زار زار فقط گریه کنم 

موندگاره ایشالله.دختر فوق العاده خوبیه.با اخلاق و متین .خیلی ماهه واقعا .بچه رو هم قبول کرده .خانمه ...

اکثر دخترای الان مستقل و کاری هستن...

مهم زندگی مشترکه امیدوارم خوب پیش بره‌

مادرشوهرتون هم ذوق زده شده‌‌.

پس بزار همه این‌هیجانات فروکش کنه...شما هزار بار خودتو ثابت کردی‌ اگه بخواد قدر بدونه دیگه تعارف که نمی خواد باید به شما هم توجه کنه وگرنه ولش کن‌ سر سنگین تر باش.

هیچ عروسی و‌مادرشوهری جیک و دنگ هم‌نمی شن.

من سی و شش سالمه شما چند سالته؟

شما دیگه خیلی خودمونی شدین باهاشون در واقع جای دخترشون هستین.عروس جدید هم شرایطش خاصه داره یه بچه کوچیکو میپذیره و مادرشوهرتو ازیه عمر مسوولیت و نگرانی نجات میده  به علاوه تازه وارده و روابط رسمیه

زمان بگذره میبینی مثلا دوسه سال دیگه همه چی طبیعی و رو رواله به شرطی که صبوری کنی و با حساسیت بیجا کدورت ایجاد نکنی

با همه دلخوری و اینکه حس کردم بهم‌کم محلی شده دیشب گفتم خودم مثله همیشه خوب باشم و کدورت تو دلم‌نباش ...

باشه دوستش داشته باش خیلی هم خوبه،  زیاده روی نکن که برات ایجاد توقع نشه چون در هرررر صورت تو عروس هستی ، مادربزرگ خدا بیامرزم از گل نارک تر به عروس هاش نمیگفت ولی کافی بود مامانم بهم چشم غره بره حتی باهاش دعوا میکرد چه برسه بخواد دعوام کنه جلو مادربزرگم! سعی کن کمتر بری پیششون یا اگه رفتی صبوری کن با بچه‌ات 

به نظرت چکار کنم که غر نزننم؟الان توی خانواده همه من و یه زنه غر غرو میدونن ‌ . در صورتی که خدا میدو ...

نه دیگه غر نزن...دعوت کرد تو‌ مراسما شرکت کن...نکرد شرکت نکن...خرید ایناشونو نپرس و نبین...تا ناراخت نشی.

خیلی متین رفتار کن.بعدا زمان بهت می گه فرق می‌زاره یا نه.

مادر خود من بین من و عروسمون ..اونو بیشتر دوست داره.چرا چون پول داره و ارایشگره کاراشو مفتی مس کنه و ویلا شمال دارن و مادرمو می برن‌..کلا مادر من به سمت پول محبت نشون می ده...مادر خودم که منو زاییده....دیگه مادرشوهر معلومه هیچی

عزیزم اون خانم چون برادرشوهرت رو با این وضعیت قبول کرده و بچه اش رو پذیرفته به چشم مادرهمسرت که یه ع ...

به نظرتون یه زن چجوری میتونه غر غرو نباشه؟

مثلا میگم من اوضاع دندونام خیلی داغونه آنقدر که فقط با دوسه تا دندون آسیاب سمت راستم غذا میخورم‌که اونم یکیش شکسته و همه اش غذاتوش گیر میکنه . وقتی مادر شوهرم میگه چرا دندونات اینجوریه هر چی بخوام بگم در توضیحش میشه غر بخاطر اینکه من زمانی که ازدواج کردم دندونام سالم بود انقدر بهش نرسیدم و وقتی خراب شد و شکست ‌کسی بهم توجهی نکرد و اجازه نداد خودمم کاری بکنم الان شدم بی دندون .

بخدا فقط میگن غر نزن خوب دلم میسوزه .دلم میسوزه از اینکه فدا کاری و از خودگذشتگی کردم الان شده چوب تو سره خودم .

که یه بار گفتم بخدا من اونموقع که خونه بابام بودم اینجور نبودم اگه هم دندونام خراب میشد خودم میرفتم سر کار درستشون میکردم

نه دیگه غر نزن...دعوت کرد تو‌ مراسما شرکت کن...نکرد شرکت نکن...خرید ایناشونو نپرس و نبین...تا ناراخت ...

اتفاقا به شوهرم گفتم .گفتم ببین این چون پول داره اینجوری براش همه کار میکنن من و بخدا اوایل محله سگ بهم نمیذاشتن .بعد خدا شاهده از خوبی کردنای زیاده خودم براشون عزیز شدم . بخدا طلا داشتم آوردم و سره کارم میرفتم و بیمه داشتم .شوهرم گفت دوس ندارم بری سر کار .الان مادر شوهرم میره و میاد میگه ببین چقدر عرضه داره ۶ سال دیگه باز نشست میشه و حقوق میگیره .عملا مقایسه میکنه دیگه.

منم‌گفتم والا منم بیمه داشتم پسرتون اجازه بهم نداد حتی نذاشت خودم بیمه رد کنم

باشه دوستش داشته باش خیلی هم خوبه، زیاده روی نکن که برات ایجاد توقع نشه چون در هرررر صورت تو عروس ه ...

چشم .ممنون آره باید جلوی اون ها خودمو کنترل کنم . خدا شاهده از بساز بودن و زندگی کن بودن وبا عرضه بودن و با اخلاق بودن همه تعریفشو میدن . فقط عیبم غر غرو بودنمه .نمیتونم چیزی و تو دلم نگه دارم

شما دیگه خیلی خودمونی شدین باهاشون در واقع جای دخترشون هستین.عروس جدید هم شرایطش خاصه داره یه بچه کو ...

ممنون از نظرتون . واقعا درسته .آنقدر ذهنم بهم ریخته بود بهش فکر نمیکردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز