معلمیم زنگ تفریحا میاییم تو دفتر اینجوری نیست جای خاصی واسه کسی باشه وکسی صندلی مشخصی داشته باشه ولی این خانوم اول با چشم واشاره بهم گفت بلند شو بعد گفتم عه مگه جای شماست(بالحن خیلی اروم وخنده ومهربون)بعد گفت اره بلند شدم نشستم صندلی کناری برگشت تو گوشم گفت دفعه دیگه نشستی جای من قلم پاهات خورد میکنم (باخنده گفتا ولی حرفاش باخنده میزنه)
در این گه گه کُه کَه کَه کُه ناگه واز این حرفا....
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
بگو باشه کوچولو اسمتو بنویس رو صندلی کسی نشینه روش
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی