مهمونی زنونه دعوتیم به شوهرم میگه که به من بگه بااینکه هم شمارمو دارن هم من باهاشون خوبم مهمونی زنونه باید به خودم بگه یعنی چی شوهرم درگیر بشه باز من بگم میرم یا نمیرم شوهرم پیام بده خب از اول چرا به من نمیگه؟ منم ناراحت شدم گفتم بگو وقت ندارم نمیرم
واسه منم همینطور بودن ، خواهر و مادر به شوهرم زنگ میزدن دعوت میکردن . منم به شوهرم گفتم مهمونی هایی که از سمت مرد دعوت میشه باید به مرد گفته بشه و اگه از سمت زن دعوت میشه باید به خانم خونه گفته بشه.
اونم وقتی بهش زنگ میزدن میگفت به زنم زنگ بزنید اونو دعوت کنید ببینید چی میگه
وقتی تماس میگیرن باهاش؛ بگه من نمیدونم از خودش بپرسین میاد یا نه؛ اگه پیش هم هستین هم گوشی رو بده خودت حرف بزنی. کلا هر بار بگه من نمیدونم با خودش حرف بزنین.
ی جشن قرار بود گرفته بشه حالت تولد. بعد مادرشوهرم بمن گف خودمونیم تازه بعدش مرداام میان پیشمون منم یبلیزشلوار ساده نشون دادم گفتم این خوبه پس چون اینا ب اصطلاح مومنن بیحجاب نیستن. جشن بزرگترشده بود بمن نگفته بود رفتم دیدم هممممه لباس مجلسی پوشیدن جاریام ارایشگاه رفتن لباس فلانو.... 🙃همه میدونستن غیر ازمن.
به شوهرت بگو ایندفه که بهش زنگ زد بگه به خانمم خودش زنگ بزنین
آفرین این بهترین جواب بود
منم خواهرشوهرام و جاریام وقتی میخواستن دعوتمون کنن به گوشیه شوهرم زنگ میزدن و گاهی واقعا من آمادگیه مهمونی رفتن نداشتم (حالا یا خودم یا بچم مریض بود یا اصلا حوصلشو نداشتم) بعد شوهرمم اوکی رو بهشون میداد و ما بحثمون میشد ولی بعدها دیگه تا بهش زنگ میزدن میگفت باید ببینم زهرا چی میگه اونا هم دیگه مستقیم به خودم زنگ میزنن