من در حال مرگ بودم از بس چیزی نمیخوردمو حالم بد بود قرصای دمیترون و ب شش هم خارجی و ایرانیش اصلا روی من اثر نداشت
اخر سر گاهی ی آمپول دمیترون میزدم تا نصف روز خوب بودم بعدشم خودش یهویی خوب شد.
نه تو میمانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی، به حباب نگران لب یک رود قسم، و به آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم خواهد رفت؛ آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...💜