من شوهرم قمارباز قهاری بود همش بیکار بود تو خونه بود و باگوشی شرط بندی میکرد منم تصمیم گرفتم برگردم خونه پدرم
شوهرم خودش با اتوبوس منو اورد خونه بابام و رفت چون گفته بودم طلاق میخام و دیگه برنمیگردم اساسامو فرستادن سر ۱ هفته چون خیلی بدبخت بودن توانایی مالی نداشتن ک ماهی ۲تومن اجاره اون خونه رو بدن
خلاصه من مهرمو اجرا گذاشتم اونم از سر لج رفت شکایت تمکین کرد و یه قرارداد دست نویس صوری بین خودش و پدرش نوشتن ک بله من خونه ی پدرمو ک هست فلان ردستا ازش اجاره کردم و رفته بودن پیش شورای روستا و مهر هم زده بودن پای اون قرارداد