خواستم بعد ده روز برگردم قرار بود ماشین رو به نام خودش کنه
یه قولنامه ای هم بین خودش و داداشش بود ماشین سنگی شریکی
من مهریمو گذاشته بودم اجرا اومد که یعنی مشکل رو حل کنه اگه مشکلمون حل میشد که می رفتم پسش میگرفتم
محضر گفت اگه داداشش وکالت بده محکم تره
تا گفتیم وکالت بده گفت من این کارو نمیکنم چون می خواد مال منو بکشه بالا و شلوغ پولوغ
حالام گفت برو طلاق بگیر
دیشب گفت این کارو میکنم امروز زد زیرش
من به فکر زندگیم بودم داشتم برنامه ریزی میکردم بعد آشتی چیکار کنیم حالام پیام داده برو دادگاه 