صبح همسرم بیدارشد چایی درس کرد خوردوبعدبمن گفت حتماصبحونه بخوری هاااااا
منم گفتم نون نداریم نون هم اورد ورفت ساعت7بود
بعد8زنگ زدگفت صبونه خوردی گفتم نه گفت پس باشه اماده کن بیام باهم بخوریم
صبونه خوردیم کمی عشقولانه حرف زدیم پیشم درازکشیدوموهامونوازش کرد😍
لازم ب دکره ک قول چن تاخریدهم ازش گرفتم😂😂😈😈
ازم قول گرفت تردمیل ودوچرخه کارکنم..وبعدش گفت خابتوکوفت کردم😈😈😈😈 خندیدورفت سرکار..
ناهارهم طبق معمول حاضری