خانمها خانواده شوهر من ی خانواده ضعیف خیلی صعیف از لحاظ مالی هستن پدرسوهر معتادو..ی مادره خیلی زحمتکش و الگو ک جون داده برای تربیت بجه هاش خوشبختانه زندگی بچه هاش خوب شده غیراز ی دخترش ک طلاق گرفته و دوتا دختر داره ک کوچیکه چهارپتج سالشه بزرگ ام دبستانیه
خواهرشوهرمم هیچ پشتوانه ای نداره( حتی شوهر خودمم کاریش نداره کلا همدیگرو دوست دارن ولی هرکی زندگی خودشو داره و چون همشون از بچگی زخم خورده بودن بخاطر وصعیت باباشون هرکی ک ازدواج کرده ب خاتواده ی همسرش دلبسته شده ) مجبوره کار کنه خواهر شوهرم...شوهرشم ی ادم فوق العاده بی مسلویت ک بجه ها ش هم حتی قبولش ندارن یجورایی حس کنین پدری ندارن
چون زندگی خواهرشوهرمو بهم ریخت و بلاخره طلاق گرفتن و بجه ها بامادرشوهرم اینها زندگی میکنن ولی بااینک وصعشون صعیفه ولی از خوردنی و اینها چیزی کم نمیزاره براشون ماددرشوهرم
خلاصه ی خونه ی کاملا فقیرانه با دوتا بجه ی معصوم ودرنظر بگیرین ک مادرشونم سره کار میره ک بتونه پولی جمع کنه و...
بچه ها باهوشو خیلی دخترهای خوبی ان ولی درست تربیت نشدن جوری ک بزرگه مثه ی دختر همسنش رفتار نمیکنه و خیلی خام تره...
این بچه ها ب وضوح کمبود محبت و میبینم درشون ن تنها من بلکه همه..جتی مادرشونم اونجوری ک باید و شاید بهشن محبت نمیکنه چون خودشم درگیره ...خووشم نیاز ب ی سرپناهی داره
خلاصه اینک بچه ها بینهایت داغونن از بی پدری و اینک حامی ندارن...
۲..این ی توصیح کلی بود از شرایطتشون تااینجاش ربطی بمن نداره و لی از اینجا ک این بچه ها مخصوصا کوچیک بمن وابسته شدن( چونمحبتی از کسی نمیبینن) من بهشون محبت میکنم اینها بمن وابسته شدن و من و اونقدر دوست دارن و مدام دلشون میخواد من برم اونجا یا اونها بیان پیش من خونمون
منتها من ی مشکلی دارم اونم این ک نزدیکهای یکساله ازدواج کردمو و دلم میخواد تنها باشم تو خونه ی خودم و ایت دوتا مدام دلشون میخواد پیش من باشن
التماسم میکنن.و ب هر طریقی شده میخوان بیان حتی میگ کارهاتو میکنم ک بزارمش بیاد میشم حالا کوچیک کمتر ولی بزرگ خیلی زیاد..
جوری ک وقتی پیشم نیاد اینقدرر خوشحالن و سرجاش شوق میکنن...
ولی من ساعتهای اولی ک اومدن باشون خوبم بعدش دیگ نمیتونم و دلم میخواد سریع تر برن و باهاشون با بداخلاقی و داد و اذیت کردن و دستور دادن میخوام ک ساکت باشن و کلی دعواشون میکنم و فقط نمیزنمشون ...و دااااد سرشون جوری ک کوچیک بار اخر از ترس قایم شده بود..