امروز با دخترخالم رفته بودم بیرون من فوبیا سگ دارم شدیدا
یه خانمی داشت با سگش پیاده روی میکرد سگش قلاده نداشت من نمیتونم تند راه برم زیر دلم تیر میکشه هرطرف راهمو عوض میکردم دختر میومد اون سمت
انگاری فهمیده بود ترسیدم دختر خالم گفت خانم میشه یزره اونورتر راه برید دخترخالم فوبیا داره زنه شروع کرد داد زدن خودت برو اونور شما از این حیون کمترید منم گفتم ما هر طرف رفتیم شماهم هم اومدید دخترخالم عصبی شد گفت نمیفهمه دیگه زنه اومد نزدیکتر سگه هم دنبالش اومد شروع کرد به جلو من پارس کردن و به پام آویزون شد من جیغ زدم اشکم دراومده بود دیگه زنه سریع رفت
الان زیر دلم خیلی درد میکنه میترسم بچم چیزیش بشه برمدکتر؟