منم اکثرا تو ارتباط گرفتن ضعیفم و اکثرا تو مدرسه تنها بودم و نمیتونستم دوست خوبی پیدا کنم البته همیشه هم بدشانس بودم خواهر.. کلاس دوم ی دوست پیدا کردم صمیمی شدیم تا کلاس سوم باهم بودیم دیگه بعدش رفتن جابجا شدن تنها شدم دوباره کلاس چهارم دوتا دوست دیگه پیدا کردم کلاس پنجم یکیشون پرید رفت البته همون یکی که هر روز منو مامانمو میبرد خونشون بعداز مدرسه و خیلی بامعرفت بود اون یکی هم تا اواسط سال پنجم باهام بود بعدش اونم گذاشت رفت ی مدرسه دیگه کلاس ششم کاملا تنها شدم افسردگی مزمن گرفتم تا یه مدت درسامو نمیتونستم خوب بخونم یکم افت کردم و از مدرسه بدم میومد دیگه .. رفتم کلاس هفتم خداروشکر یکی از همکلاسی های سال ششمم رو دیدم اونجا باهم دوست شدیم با ی دختر جدید دیگه و البته اون دوست صمیمیم ک سال دوم تا سوم باهم بودیم و رفت و امد خانوادگی هم پیدا کردیم دیدمش دوستای جدید پیدا کرده بود و اون دوستاشم باهاش اومده بودن همون مدرسه کلاس بغلی مون یکم دلم گرفت خب چون خیلی تو مدرسه ابتدایی باهم صمیمی بودیم و هیچکدوم مون نمیزاشتیم اون یکی با یکی دیگه دوست بشه و اتفاقا بعداز رفتنش منم میخواستم برم اون مدرسه ای که رفته ولی جور نشد در این حد وابسته بودم این دوتا دوست راهنمایی هم بهم وفا نکردن و سال هشتم میونه مون بهم خورد بهم خیانت کردن 😭