دیشب عروسی دختر عموم بود رفتیم . جاریش حامله بود شکمش قشنگ گرد و یزرگ بود دقیق نمیدونم چند ماهش بود ولی شکمش به هفت ماهه میخورد بعد یه کفش پاشنه ده سانتی نازک پوشیده بود همش میرقصید اون وسط حالا این به کنار . نمیدونم جوگیر بود مست بود چی بود موقع رقص مثل این حامله های رقاص اینستا هستن چالش میزارن هعی شکمشو می مالید خیلی صحنه خنده دار و ناجوری بود . دلم واسه دخترعموم سوخت با این جاریش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.