بچها خالم مدام غر میزنه ک دخترش ک یک شهر دیگست چرا نمیاد خونم چرا نمیاد خونم
چند سریه ک دخترخالم میاد خونه خالم
خالم با دوستاش میرن باغ دخترخالم و شوهرش تنها میمونن میان خونه ما
منم خواهرم ازمون داره نمیخوایم اشکار کنیم ولی خب این پنجشنبه جمعه هاش رو از دست میده
تازه شوهر دخترخالم به دخترخالم گفته دیگه نگو بریم خونه مادرت وقتی مادرت برامون کوچیکترین ارزشی قائل نیست
یعنی ی مادر بی فکر و پدر بی فکر چطور مشکل ابجاد میکنن تو زندگی دخترشون
حالا درسته مام میریم خونه دخترخالم زیادی تحویلمون میگیره ولی خسته شدیم هر هفته خونه ی مان