2777
2789
عنوان

سومین روزه که تنها یه شهر دیگم

503 بازدید | 54 پست

تو خواب حس کردم بو بنزین میاد پاشدم بو کردم فهمیدم خواب بوده.ولی یک ترسی افتاد تو جونم اگه اتش سوزی بشه من تک و تنها چیکار کنم نکنه بسوزم کل صورتم بسوزه

با این فکرا دیشب نتونستم بخوابم.نمیدونم چجوری باید به این فکرا غلبه کنم.باید یه مدتی بخاطر شرایطم تنها زندگی کنم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

تا خدا رو پشت خودت داری ترس جایی نداره عزیز من از خدامه مستقل و جدا زندگی کنم

اره خودمم میگم تا خدا هست نباید نگران اینچیزا باشم.

دیشب از خودش کمک خواستم که پشتم باشه.

ولی تنها زندگی کردن اولش یکم ترسناکه کلا

خوش به حالت که تنهایی 

 از تنهایی لذت ببر 

  این فرصت ها کم گیر میاد  قدر بدان

       أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ  خدایا بدحالي و مشكلات به من روي آورده و تو ارحم الراحميني.   سوره انبیا 
نه

دیگ همیشه گاز و یخچال و برق و مراقب باش و احتیاط کن 

درم همیش قفل کن 

دیگ اتفاق دور از جونت بخاد بیوفته چ دورت شلوغ باشع چ نه میوفته به چیزای منفی فکر نکن و همیش احتیاط کن 

بابا به مامان چیزی نگو 🥲

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز