
لعنت به من
لعنت به حرف های نگفته ام
لعنت به این راه
که جز دویدن رسیدنی در آن نیست
لعنت به این زمان
که بودن اجبارم را به تن رسوای خویش میکشد
لعنت به مترسک آغوش باز
که جز شعار چیزی در آن نیست
لعنت به کلاغ های دورگرد مزرعه
که صاحب مزرعه را آزار میدهد
لعنت به این زندگی که حز درد در ان نیست
و لعنت به گفتارهای بی زمان
که درد را در عمق قلب ها میکارد😔