خیلی احساس غم سنگینی دارم و حس دلتنگی و اینکه انگار دنیا دیگه تموم شده. خیلی حس بدیه با احساسات بازی بشه و بعد اینکه ابراز علاقه کنی و با دلایلی که به گذشته خودش ربط داره بخواد فرار کنه. من حتی نمیتونم فعالیت های روز مره ام رو انجام بدم. خیلی نسبت به ازدواج و عشق بد بین شدم. خیلی دوست دارم ها. ولی انگار فقط تو ذهن مم قشنگه و تو دنیای واقعی خوب نیست. اون تصوراتی که داشتم.... سر میز غذا، راه رفتن، خواب و...یهویی گریه و احساس بی ارزشی خفه ام میکنه .