2777
2789

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

سلام عزیزم. از یکی از دوستانم که به دلیل مشکلاتی که داشته خوره اطلاعات در مورد مراکز درمانی هست تقریبا پرسیدم. ایشون مرکز " گیتی" رو معرفی کرد. باز هم نظر شخصی یک مریض هست، اختیار با خود شما. امیدوارم بدردت بخوره و واقعا مرکز خوبی باشه.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
سلام دوست قدیمی عزیزم. چطوری؟ 

سلام به روی ماهت...

دوستان نازینینم که ازم خبر میگیرند هم دلم نمیاد ناراحتشون کنم و هم اینکه دلم میخواد غریبه وار باهاشون برخورد نکنم و یک " متشکرم" ساده نگم...

راستش خوب نیستم...

بزرگترین مشکلم هم همون دلسردی و خشم نسبت به خانواده ام هست به اضافه شرایط سخت کاریم... خود کارم که سخت هست هیچ... محیط کارم و همکارام دارن منو نابود می کنند.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

امروز داشتم پستت رو تو خاطرات فقیرانه میخوندم و تو دلم میگفتم وضعیت منم شبیه خودته. چون موضوع تاپیک متفاوت بود چیزی ننوشتم. تو دلم بود بهت بگم. منم فعلا دیگه هیچی نمیتونم بخورم

سلام به روی ماهت... دوستان نازینینم که ازم خبر میگیرند هم دلم نمیاد ناراحتشون کنم و هم اینکه دلم می ...

بله میدونم... محیطهای کاری که تدریجا آدم رو تحلیل میبرند... خیلی سخته. 

امروز داشتم پستت رو تو خاطرات فقیرانه میخوندم و تو دلم میگفتم وضعیت منم شبیه خودته. چون موضوع تاپیک ...

خداااااااااااااااا نکنه چرا آخه...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...

ببین این مشکلم با خانواده ام و کارم چقدر بزرگه که مشکل سلیاکم توش حل شده!!!!

یک ماهی هست درد های بسیار زیادی در کل ناحیه گوارشم دارم. چند روز دیگه وقت اندوسکوپی دارم. خیلی ناراحتم که خدای نکرده مشکل جدی ای باشه...

اوضاع جسمیم بسیار بسیار داغونه...

ولی خودم فکر میکنم حال روحیم خوب بشه جسمم کمی بهتر بشه.

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
خداااااااااااااااا نکنه چرا آخه...

من دچار اگزمای شدید سر و نواحی دیگه شدم. خودم فهمیدم باید قند و شکر مصنوعی رو حذف کنم و طبیعی هم با مراعات. فشارم هم نباید بالا بره. یعنی شوری هم نباید بخورم. مواد نشاسته ای و پاستا هم که پر از قندند. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108