منم دلم برا مامانم خیلی میسوزه خیلی عمرش رو تلف کرد برای مادری کردن برای ما بابای خیر ندیده ام سرش زن گرفت هیچ وقت بهش توجه نکرد مارو از خونه تو سرمای زمستون بیرون کرد خونه فامیل و دوست آشنا میگذروندیم الان که فکر میکنم چقدر سخت بوده برای مادرم با دو تا دختر بچه پنج ساله و هشت ساله و دو تا پسر آواره خونه مردم بوده بمیرم براش
آخرشم بابای خیر ندیدم تصادف کرد فلج شد اون زنش ولش کرد مامانم مجبور بود تر و خشکش کنه پنج سال براش زحمت کشید حتی به من دختر دوازده سالش هم رحم نکرد بهم تجاوز کرد
خیر نیبینی بابا تو اون دنیا 💔