وای یه بار تو داروخانه بودم بعد یه دختر خوووووشگل تپلوووووو مثلا ۱۹ سالش دیدم اومد گفت خانوم ده ورق بمن فلان قرص رو بده چشاش قرمز و اشکی
کشیدمش کنار گفتم دردت به جونم گردالی چی شده
گردالی رو که من گفتم یهوو گفت 😐😐😑 عمته
گفتم خب عمه ام که گردالی هست اما مثل تو نیست
گفت چقدر تو پرووووییییی
گفتم خب بگو چی شده
گفت خفه شو بابا اصلا از یادم رفت
خانوم نمیخوام خداحافظ
بیشعوووووور
جد و آبادت چااااقه😂😂😂
رفتم دنبالش
الان سه ساله با هم دووووستیم اونم جونی جونی