نخیر آرش خودشم بدی داشت به خاطر پدرش که ابیته بخشیدم یه خاطر خودش به خیلیا ظلم گزد اون که برای دک کردن محبوبه الکی دونفر از آدمای باباش را به عنوان مامور فرستاد بیچاره مادر محبوبه از ترسش چند ساعت بچه به بغل دم درونشون سرپا وایستاده بود بعدم به خاطر پدرش با کمکیگ کمیته ای برای یکی پاپوش گرفتند وزمینه را گرفتند خودشم مشروب خور بود سر آزاده هم که اون بخارا آورد وبدبختبچه بدون مادر بزرگ شد میخ است به کیمیا ص به بزنه اما حالیش نبود که زندگی اون بچه تم داغون گزد تازه این جوری به خودشم ظلم کرد اگر این کار را نمیکرد می رفت دوباره خودش با یکی این بار ازدواج میکند که از نظر فکری مثل خودش باشه .