اولاش ازش بدم میومد ، زیاد باهاش حال نمیکردم
دوستام که راجبش حرف میزدن دعواشون میکردم
ولی ....
الان نزدیک دو هفته ست که از خواب و خوراک افتادم بخاطر همون آدم
هر شب خوابش و میبینم 😭
منی که آدم عشق و عاشقی نبودم الان بدجوری گیر افتادم
من اصلا نمیدونم از چیش خوشم میاد فقط میدونم خیلی دوسش دارم
همش با خودم میگم شاید یه هوسه یه حس زودگذر
اما حسم تموم نمیشه
خودش هم هیچی نمیدونه ...
چون همیشه مقابلش گارد دارم و رسمی حرف میزنم