2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چه دیدی مثلا؟

دید معمولی دیگه

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                

هیچی فقط ازدواجش ناموفق بوده براش آرزو میکنم ازدواج بهتری داشته باشه 

اندوه عمیق تر و خدا به ما نزدیک تر است🪽🩵عاشق شوید، نه بخاطر بوسه و هم آغوشی، عاشق شوید بخاطر تمرکز روی یک نفر، وفاداری لذت دارد.🌱🩷 [پیشنهاد میکنم تاپیک آموزش مدیتیشن، عادت های اتمی، پاکسازی هواپونوپونو و قطع پیوند رو که نوشتم رو بخونی🍀]

دید خاصی ندارم

 از حدو مرزایی که دارین کوتاه نیاید کسی که واستون ارزش قائل باشه بهش احترام میزاره....(کاربر آقا نیستم) (ممنون میشم لایک نکنید)             حرفی..؟! سوالی...؟! جواب میدم:                        https://abzarek.ir/service-p/msg/1998656                     ‏          مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پُر از پوشاله.دوروتی: اگه مغز نداری پس چجوری حرف میزنی؟ مترسک: نمیدونم ولی خیلی از آدم‌ها هم هستند که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن.        

خوشحالم ک مستقله

خدا رو شکر ک خانواده ی درست حسابی داره

و بنظرم قابل تقدیرِ ک خودشو از زندگی ک فک میکرد یه باتلاقه نجات داده

براش آرزوی بهترینا دارم

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792