بلقیس!
رفته بودی سرکوچه انار بگیری
تکه هایت به خانه برگشت
آن ها بیروت را ول کردند
و غزالی را از پا در آوردند.
از وقتی چشمهای تو بسته شد
دریا استعفا داد.
بلقیس!
وقتی کیفت را از لای خرابه های
بیروت در آوردند،
فهمیدم با رنگین کمانی زندگی میکردم...
[ نجوای عاشقانه #نزار_قبانی برای کشته شدن زنش بالقیس در بمب گذاری بیروت]
