الان مامانم گفت میام خونتون میاد پیش شوهرم لملش کردن
بعد مادرشوهرمم زنگ زد ب شوهرم هی شوهرم حرف میزد ولی صداش نمیومد
شوهرمم گفت ماماااان نمیتونست زیاد حرف بزنه گفت چرااا حالی نمیشی
بعد اونم فورا قهر کرد گفت کار نداری خداحافظ شوهرم با این حالش باید ناز مادرشووو بکشه
بعد الانم تاقت نیاورد میگه زنگ میزنم مامانم بیاد اینجا
تو یه ساختمونیم
هررربار من خانوادم میان باید اونام بیان الانم ک تنها مامانم میاد شوهرم به مادرش گفته بیاد
ی بار نشد با مادرم تنها باشم
حالا اینش ب کنار شوهرم باید تو این حال نگران این باشه مادرش چرا زود گوشی قط کرد حتماا از اون نارحته