تو عقدیم. خودش دسته چک داره و کارش ی جوراییه که چکای حدود یک میلیارد میکشه. حالا گفتم میخام برات دسته چک بگیرم. منم با تندی بش گفتم نمیخوام، گفت من میخام، منم گفتم من نمیخوام بگیرم. گفت چرا؟ گفتم خوشم نمیاد. گفت خب باشه. ناراحت شد و چیزی نگفت. منم خودمو چس کردم محلش ندادم زیاد. تو دوران عقد هم در مورد کسب و کارش خیلی ازم پنهون کاری داره. ی جوایی کلا خوشش نمیاد بروز بده یا حرف پیش بزنه در مورد اهدافش. بعد تو این دوران تا حالا هدیه ارزشمندی هم برام نگرفته که با خودم بگم اشکال نداره چک بدم بش، برا زندگیم دادم. ی جوایی دستاورد هاش مال خودش و خانوادشن انگار. میترسم چک بگیرم میلیاردی چک بده و لاکارم کنه. خودش خواهر برادر داره، اونا میتونن چک بگیرن براش. ولی به من گفته.
حالا اگر باز حرفش را پیش کشید چجوری بگم نه که داستان نشه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
همکاریم بد بختی... منو شریک بدبختیاش و نداری و بدهیاش میدونه. وقتی بش میگم ی شاخه گل اخه هیچ فشار ما ...
عجب
کارت سخت شد
سمت من اگه میای "پناه" باش؛من تمام عمرمو پناه دیگران بودم و خسته ام... :) بزرگترین خیانت آدمیزاد در حق خودش ؛فروختن تنهایی اش به آدم های بی ارزش است....
حق داری والا این دوره به شوهر هم نمیشه اعتماد کرد بگو چک نمیخوام اینجوری استرس میگیرم خب خودش چک دا ...
اخ گفتی... من کلا یکم بد بین هم هستم . میگم نکنه چک بکشه و منو لاکار کنه، بعدم طلاق و خدافظی. هیچ مشکلی نداریم با هم ولی میترسم. اگه چک از خانوادش باشه قطعا پاس میکنه شده حتی کلیه بفروشه. ولی من دختر مردمم. نتونست پاس کنه هم دردش ی طلاقه فقط