من از همسرم مینویسم اینجور موقع ها خیلی شلوغ کاری میکنه همش میگه:گاز و بستی...با آب کاری نداری فلکه رو ببندم
تی وی رو کشیدی
کم مونده یخچال و فریزر هم از برق بکشه
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...