بینید من حق دارم ناراحت باشم یا نه
مگه مرد زن میگیره اون زن بدبخت تو خونش مث سگ جون نمیکنه امشب خونه مامانم بودیم مامانم عروس هلندی داره کلی هم حرف میزنه شوهرم میگفت اینا چین اخ صدا میدم مامان من اگه ما بیاریم تو خونمون از این چیزا بدش میاد ما بالا سر مادر شوهرم اینا زندگی میکنیم منم گفتم مگه خونه مانده هر کس اختیار خونه خودشو داره مگه من میرم ب مامان تو بگم چکار کن چکار نکن ..
داد زد سر من پیش همه گفت دهنتو ببند اومدیم بیرون بمن میگه سلطان خونه مامانمه آخه این حرفه اگه سلطان مامانه غلط کرد اومد زن گرفت اصلا خونه مادر شوهرم اینا ی طبقه بوده این با خرج خودش ساخت ی قرونم به این ندادن ک الان میگه سلطان خونه مامانمه . خوب آدم ناراحت میشه من زنشم من الان دارم تو خونش زحمت میکشم
حتی مامانشم یبار بهم گفت ک سلطان خونه شمام منم این حرفه ؟ بعداً من دلم خیلی شکست حالا اون بش برخورد و گرفت خوابید ی چیزیم بدهکار شدیم بهش
یبار هم مامانم رفت مسافرت عروس هلندی هاشو چند روز گذاشت پیش من مامانش آنقدر گفت اخ اخ و بمن اخم میکرد ک شوهرم اومد بالا حسابی زد منو