اگه یه خانوم نتونه در حد نیاز شوهرش تمکین کنه واقعا به خیلی دلایل حالا یا سرد باشه یا چون شوهره یه روزایی بی اخلاق بوده یا دل اون خانوم فکر اون خانوم تا حدودی تو گذشته عشقیش حتی اصلا بچه گانه و غلط مونده باشه یا مثلا یه عزیزی رو از دست دادهدباشه و حال روحیش خوب نباشه اون مرد هم چند بار درخواست کرده باشه و واقعا از لحاظردحی زن نتونسته باشه تمکین کنه گاهی هم کرده باشه اما خوب خیلی عالی نبوده باشه مرد حق داده خیانت کنه یا باید بره زن شرعی بگیرهاون مرد باید یه زن شرعی بگیره یا حق داره با صد نفر رابطه نامشروع داسته باشه بعدم بیاد بگه نه تو ر دوست دارم عاشقتم تقصیر از تو بود میشه کمکم کنید در شرف طلاقم کلی فکر تو سرمه راه برگشت نداره زندگیم چون نه دلم باهاشه نه ادمی هستم که چنین خیانتی رو فراموش کنم اما عذاب وجدان گرفتم
ما حیوون نیستیم که بیفتیم رو همریگه به قصد جفت گیری اونم به هر قیمتی تو هر زمانی
آمادگی روانی میخواد، شرایط میخواد
خیلی وقتا شاید اصن یه ماه دو ماه دلت نخواد
طرفت باید خیانت کنه؟ نه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
اون مرد حق داره۹۰ درصد دلیل ازدواج رابطه جنسی هستهمه گناهای این دوره زمونه به خاطز. ابطس
نمیدونم شیوه شما چیه ولی ما حیوون نیستیم بخاطر رابطه جنسی جفت گیری نمیکنیم
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
داره پیام میده اما راه برگشت ندارم خانوادم نمیزارن چون فهمیدیم ل.واط هم میکنه مریض جنسیه اصلا دو سال پیش که فهمیدم از اول ازدواجمدن ینی ۱۱_۱۲ سال پیش خیانت میکرده داغون شدم بهش گفتم فهمیدم زد زیرش بعد قبول کرد گفت درست میشه منم درست شم رفتم پیش روانپزشکو مشاوره و اینا سعی کردم از لحاظ جنسی حتی اگه برام مقدور نبود حالم خوب نبود برای اینکه صداش در نیادو فکر کنه همه چی اکیه رابطه داشته باشیم خیلی برام سخت تر بود چون حرفاش با اون زنا و عکساش حلو چشمم بود اما تمکین کردمو وانمود میکردم عوض شدم اکیم دارم لذت میبرم سعی میکردم هر چی تو رابطه خواست نهونگم سعی کردم ارایشم مو بستنم لباس پوشیدنم گاهی شکل اونا شه شاید منم به چشمش بیام حس ناکافی بودن داشتم اما بعد دوسال دیگه نتونستم دیدم نمیتونمفراموش کنم خیانتشو اما حالا که اومدم خونه پدرم حس عذاب وجدان دارم شکایت کردیم به اجبار پدرم به خودم بود طلاق توافقی میخواستم من از حقم تو دلم گذشتم نمیخوام حتی شلاقی چیزی بخوره دلم براش میسوزه شاید اون اگه من براش کم نمیزاشتم این راهو نمیرفت پر از حس عذاب وجدانم
اون مرد حق داره۹۰ درصد دلیل ازدواج رابطه جنسی هستهمه گناهای این دوره زمونه به خاطز. ابطس
خوب اون اگه دید من سردم کاش منو اماده میکرد کاش منو پیش تراپیست میبرد کاش میزد در گوشم اصلا به اجبار منو مجبور به تمکین میکرد اما خیانت این ندلی و رابطه با صد تا زنو مرد نداشت رابطه های گروهی نداشت