این فقط دلنوشته حالمه صرفا برای آروم شدن خودم که حداقل به کسی گفته باشم حرفامو🙃
قرار نبود من سفر برم
قرار نبود همسفرم بشی
قرار نبود عاشق هم بشیم
قرار نبود بعد سفر ببینمت
قرار نبود این وابستگی بینمون باشه
قرار نبود .....
عذاب وجدان داره خفم میکنه من تقریبا دو سال پیش برای اولین بار یه عشق پر از اشتباه تجربه کردم و الان به شدت پشیمونم چون طرف مقابل بازیم داد و من واقعا توبه کردم
والان کلا یه ساله ندیدمش و حسی ندارم بهش سه ماه پیش رفتیم مشهد برای حال خرابم از امام رضا خواستم مرحم دردم باشه
زد تو اون سفر من و یه آقایی آشنا شدیم و رفته رفته وابستگی ایجاد شد و واقعا همو دوست داریم همه چیز خوبه ولی این وسط من یه حس مزخرف دارم حس میکنم آدم نا لایقی برای این فرد هستم چون اولین عشق من نبوده چون خیلی عاقل و بالغ شدم و مثل اون ذوق ندارم برای بار اول
ایشون مذهبی هستن و کلا تجربه اولشونه و کلا همه پاکی این آدم مطمئن هستن منم توبه کردم بچگی اشتباه گذشته رو گذاشتم کنار و کلا از نظر ظاهر و خانوادگی مالی بالاتر از این آقا هستم فقط چیزی که من رو عذاب میده اینه که دارم در حق این آقا ظلم میکنم و شایسته ایشون نیستم
با مشاورم صحبت کردم گفته تو توبه کردی وکلا آدم دیگه شدی واصلا گذشته عجیبی هم نداشتی و نیازی به گفتن هم به اون آقا نیست چون همه دخترای جون یه دوستی ساده داشتن🙃
نه رابطه جنسی بوده نه عکسی نه چیز خاصی قصدمون هم ازدواج بود که نشد ولی من نمیدونم چرا عذاب وجدان داره خفه ام میکنه😑