جدیدا تبدیل به یه آدم غرغرو شدم دیگه واقعا خستم
ای کاش میتونستم همه چیزو درست کنم از فکر کردن خسته شدم وجودم شده پر از خشم همیشه عصبانیم
از تحمل کردنم خستم دلم آرامشی میخواد که بعدش با یه اتفاق بد خراب نشه این حرفو میزنم چون همیشه بعد از اتفاق خوب یه اتفاق بد برام میوفته از استرس خستم از عذاب وجدان کشیدن خستم از توقعات خستم از تنهایی خستم
چرا همیشه اونی که باید تحمل میکرده من بودم
تروخدا آزارم ندین تروخدا هی مجبورم نکنین تحمل کنم
خواهش میکنم