بدترین پدر دنیا دارم خودخواه بدجنس خود دوست اگه مثلا الان یه دکتر برم فرداش میگه منم مریضم میره همیشه فقط فقط برای خودش پول خرج میکنه چند ساله مریضه وقتی جوون بود کلی پول آپارتمان ویلا داشتیم گفت برای چی تا خودم جوانم نخورم بزارم داماد بیاد بخوره مادرم حرف میزد چاقو میکشید روش راحت از خونه بیرونمون میکرد کلی به خاطر این ادم عذاب کشیدم مسولیت هاش افتاد گردن من بعدش سکته کرد همه چیزش از دست داد بازم روش کم نکرد هرروز میره پارک از خرج خونه ما میده اینو اون من یه کاپشن خوب ندارم الان سرما خوردگی شدید گرفته رفتم سرویس دیدم صدای آه ناله میاد دیدم از اتاق این میاد ببخشید از بس نظافترعایت نمیکنه مادرم نمیتونه کنارش بخوابه خلاصه داشت عذاب میکشید عذاب دردهای که من کشیدم پیش این هیچی بود داشت تو تب میسوخت یه لحظه گفتم ولش کن بمیره به درک اما دلم نیومد کمکش کردم واقعا همه کارها دعوا هاش اومده جلو چشم حالم بد شد