زندگی من پر از سختی و ....بود
من با یکی بودم اولینرابطهم بعدش بهم قول ازدواج داد ولی مردک دیوانه هم دروغگو هم خیانتکار هم قاچاقچی و...
منم بهش وابسته شدم عاشقش نبودم ولی چون وابستهش بودم فک میکردم کشته مردشم عاشقشم بدون اون نمیتونم
بعدش با دختر دایی.ش رفت ریخت رو هم منم فهمیدم
خودش بیشتر مشتاق بود بره منم رفتم خیلی دلم سوخت چون واقعا نسبت بهش پاک بودم جز اون به کسی فکر نمیکردم ولی اون به شدت نامرد و خلافکار بود فقط تنها ویژگی مثبتش این بود معتاد نبود کلی خلاف میکرد از مواد بگیر تا سلاح
الان خدا رو هزاران هزاران بار شکر میکنم که خودش با دست خودش رفت
همون سال رفتم امام رضا از امام رضا عاجزانه خواستم یه مرد واقعا با ایمان و یجورایی مذهبی و سرسنگین که عین خودم باشه برای یه عمر زندگی میخوام قربون امام رضا برم همونی که خواستم سر راهم قرار از خدا حالا میخوام واقعا زندگی خوبی داشته باشیم به پای هم پیر بشیم چون تمام فکرم ذهنم زندگیم شده بنده همسرم.....
شاید یه رفتن از طرف کسی شروع قشنگی یه زندگی جدید برات باشه هیچ وقت نا امید نشو من خدا رو شکر میکنم که اون سمی از زندگیم رفت هر چی پیش اومد بگو شکرش شاید خدا راه بهتری میخواد جلوت بزاره
الان درسته ما حتی مجازی آشنا شدیم راه جفت مون هم دور بود ولی خدا خواست رسیدیم بهم حتی خونوادم دوسش دارند چون هم اونی که من خواستم بود همخونوادم