2777
2789
عنوان

برادرشوهر

827 بازدید | 57 پست

ماامشب بیرون بودیم رفتیم  زنگ زدیم بهشون بعد رفتیم خونشون الیته خیلی طول نکشید تارسیدیم خونشون برادرشوهرم توحموم بود نیم ساعت نشستیم بااینکه میدونست مااومدیم نیومدبیرون جاریمم خونه نبود زنگ زدم جوابموندادفقط دخترکوچیکش توخونه بودماهم بلندشدیم اومدیم خونمون من ناراحت شدم اخه چندروزپیشم به جاریم زنگ زدم جوابمو ندادالانم نداد دیگه توراه بعدیک ساعت برادرشوهرم زنگ زد ماجواب ندادیم  .الان حق دارم ناراحت باشم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

کاملا حق داری 

کلا قطع رابطه کن و تامام......

🖤  پسرعزیزم ،به پهنای صورت برات گریه کردم غمو هدیه کردم به قلبم برات نذر کردم بمونی تا تسکین شه دردم 🖤همیشه یه زخمی باهامه که هیچ وقت دیگه خوب نمیشه،کسی جات نمیاد چون اینقدر مثله تو محبوب نمیشه🖤چجوری تونستی نمونی تا من اشک نریزم ،خدا دید که مردم تا گفتی خدافظ عزیزم🖤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز