2789
عنوان

وابستگي

| مشاهده متن کامل بحث + 327 بازدید | 25 پست

آره منم خیلی وابسته ی شوهرمم هشت ماهه ازدواج کردیم صب تا شبم که نیست دلم براش تنگ میشه هی بهش پیام میدم ولی زیاد زنگ نمیزنم ینی حس میکنم محیط کارش جوریه شاید راحتپنباشه بعد شب میاد خونه همش مث چسب بهش چسبیدم 

آره منم خیلی وابسته ی شوهرمم هشت ماهه ازدواج کردیم صب تا شبم که نیست دلم براش تنگ میشه هی بهش پیام م ...

واي مث مني😂😍😍اخه خيلي مهربونه من انقد ميچلونمش🤤اما وقتي ميرم خوابگاه زنگ نميزنه عصبي ميشم😞به خاطر همين ميخوام وابستگيمو كم كنم

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

ازدواج كني درست ميشه يهو ميبيني دو هفتس نديدي عين خيالت نيس البته من اونجوري نيستماا

فقط 22 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

و منم بالاخره دختر دار شدم خدابا بچه هامو به خودت سپردم هر ۳ تاشونو❤️🌸

آره منم خیلی وابسته ی شوهرمم هشت ماهه ازدواج کردیم صب تا شبم که نیست دلم براش تنگ میشه هی بهش پیام م ...


بچه بياد درست ميشين

فقط 22 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

و منم بالاخره دختر دار شدم خدابا بچه هامو به خودت سپردم هر ۳ تاشونو❤️🌸

ازدواج كني درست ميشه يهو ميبيني دو هفتس نديدي عين خيالت نيس البته من اونجوري نيستماا

اخه من هرچي از عقدمون گذشته وابستگيم بيشتر شده ميترسم عروسي كنم بدتر شه

از اول شرط گذاشتم هرگز حرفه بچه رو نزنه من از بچه متنفررررم    

اوخهههه چجوري دلت مياد نداري بدوني نميشه بي اون يه لحظه زندگي كرد

فقط 22 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

و منم بالاخره دختر دار شدم خدابا بچه هامو به خودت سپردم هر ۳ تاشونو❤️🌸

اخه من هرچي از عقدمون گذشته وابستگيم بيشتر شده ميترسم عروسي كنم بدتر شه

با بچه علاقه تون سر جاشه ولي كمتر حرص ميخوري كه چرا بي محلي كرد

فقط 22 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

و منم بالاخره دختر دار شدم خدابا بچه هامو به خودت سپردم هر ۳ تاشونو❤️🌸

اوخهههه چجوري دلت مياد نداري بدوني نميشه بي اون يه لحظه زندگي كرد

کلا از دوران مجردیمم اینجوری بودم هیچوقت نمیشه بچه ای ببینم بغل کنم باهاش بازی کنم خواهرمم حامله شده بود من همش غر میزدم بعدم همش خونه ی ما بود من غر میزدم به مامانم بچش مغزمونو خورد همش فرار میکردم از دستش خونه ی خالم😂😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز