2777
2789
عنوان

مادرم

45 بازدید | 3 پست

سلام خانمها ما کلا دو تا بچه ایم برادرم معلوله من به خاطر کار شوهرم مجبور به مهاجرت شدم کلا با شهرمون ۶ ساعت فاصله داره مادرم زیاد خونمون نمیاد چ‌ون پدرم رانندگی بیرون شهر نمیتونه با اتوبوس هم بخوان بیان برادرم معلوله میگه سختمونه پدرشوهرم هر چند وقت یه بار اینا رو میاره مادرشوهرم همراشون میاد اون سری مادرم صاف بهم گفت اصلا دوست ندارم خونتون بیام چون مادرشوهرت هست من یه کم ناراحت شدم ما ماهی یه بار میریم این سری چون شوهرم مشهد میخواد بره دخترم کلاس اوله معلم اجازه نداد من گفتم پدر شوهرم اینا آخر هفته میان دنبالم ولی از حرصی که رو حرفشداشتم گفتم شوهرم اصرار میکنه وگرنه دوست ندارم بیام شهرستان

باور کنین اینجا میاد بهترین رفتار رو باهاش دارم ولی باز میخواد یه ایرادی بگیره کا پدرشوهرت اینو گفت مادرشوهرت اینو گفت اعصاب منو بهم میریزه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

مادرم منم دقیقا همینه میگه وقتی مادرشوهرت اینا خونتونن به ما نگو بیایم نمیدونم چرا اینطوری میکنه مدا ...

منم الان موقع رفتنم شد بحث بچه اینجوری شد حرصم گرفت بهش گفتم تو اینجوری گفتی گفتم اشکالی ندارخ سر قبرم بیا دیگه هم نمیخواد خونمون بیایید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز